يحيى دولت آبادى
204
حيات يحيى ( فارسى )
خود بياورد كه سختگيرى ملت بر وزراء بواسطه اغتشاشهائى است كه بدستور كاركنان او حاصل مىشود و مليون ناچارند بوزراء زبان اعتراض بگشايند وزراء هم در خوددارى از فرستادن استعداد براى آرامش بلاد و آسايش عباد بواسطه نامساعدتى شاه معذورند در اين صورت همه مستند به شخص شاه است كه روحا و فكرا با اساس مشروطه مخالف مىباشد و آب او با مشروطهخواهان در يك جوى نميرود وزراء هم يكطرف سختى مجلسيان و مليون را بر خود ميبينند و يكطرف نامساعدتى شاه را ناچار در ميان اين دو فشار خود را ناتوان ديده استعفاء بدهند و مدتى اوقات مجلس مصروف تشكيل كابينه جديد مىشود و بمحض اينكه كابينه تشكيل ميشد خبر اغتشاش تازهئى رسيده يا در مركز قضايائى روى ميداد كه كشمكش شروع ميگشت خاصه كه مجلس سعى مىكند كابينه را از اشخاص مشروطهخواه عالم اختيار كند و شاه باطنا ميل نداشت و آن اشخاص را به او ميقبولانيدند اينهم موجب مزيد دلتنگى شاه و عدم مساعدت او با دولت ميگشت اينجا موقع بيان كردن نكتهايست كه در مقام محاكمهء تاريخى شايد تذكر آن نكته محاكمهكننده را سودمند بوده باشد و آن اينستكه جمعى از نمايندگان مجلس كه استحقاق اينمقام را ندارند و شايد معنى مشروطه را هم نميدانند چون از باطن كار بىاطلاعند بر ضد تندروان مجلس قدم ميزنند خاصه كه هرچندنفر از آنها را يكنفر از خارج مجلس يا از داخل اداره كرده نميگذارد از حقايق امور آگاه شوند و پى بحقوق خود و حقوق موكلين خويش ببرند . على الخصوص كه امر معاش بسيارى از آنها مختل است و از حقوق وكالت كه براى آنها تعيين شده غير از يك جزئى كه در چند ماه اول گرفتهاند ديگر چيزى به آنها نرسيده و با اينحال معطلى و پريشانى و غربت از آنها نميشود توقع داشت رعايت حق واقع را بر فرض كه ادراك نمايند بر همهچيز مقدم بدارند اين گونه از نمايندگان اغلب كسانى هستند كه در كشمكش احتشام السلطنه با تندروان مجلس طرفدار احتشام السلطنه شدهاند و بيشتر از آنها از روحانيان و مقدسين ميباشند احتشام السلطنه هم بعد از برهمخوردن كلوب مجلس از پيشرفت كار خود در مجلس مأيوس شده در باطن درصدد